مادرش آبستن شده است یا بچه اش علیل که اینگونه عجله دارد برای جلو رفتن..
__
ما 22 ساله شدیم :)
پ ن : تولدمان را بسی به دنیا تبریک میگوییم
ما همیشه آرزو داشتیم در همچین روزی ازدواج کنیم تا به همه فخر بفروشیم و کون دیگران را بسوزانیم...
اما در حال حاضر این ما هستیم که کونمان سوخته است....
ما دلمان میخواد فردا یه حرکتی بزنیم تا همیشه در خاطرمان بماند اما نمیدانیم چه حرکتی...
لطفا ما را در این امر یاری کنید...
پ ن : ما همیشه گمان میکردیم که :
اگر کمرمان را خالکوبی کنیم و نافمان را سوراخ کنیم خیلی زیاد خوشحالی میکنیم...
اما بعد از انجام اینکارها فهمیدیم تنها یک کرمی بود که خوابید و الان نیاز به تغییری جدید داریم..
لطفا مارا در این امر هم یاری کنید
پ ن :با کمال احترام و ادب روز دانش آموز را بیرون از خانه تان سپری کنید...
شما با برپا کردن عروسی جدا تنها هزاران فحش به جان خود و عزیزانتان میخرید....
و بدانید که هیچ کس( امثال ما) عروسی شمارا به هیچ جایشان حساب نمیکنند
و تنها این مجلس باعث گناه برای ما میشود که بیاییم و به دیگران بخندیم...
و شما نیز تنها نقش گارسون را دارید
پ ن : ما ترجیح میدهیم در خانه بمانیم تا به عروسی نوه ی عمه مان برویم....
پ ن : ما دیروز با دیدن سیسمونی خواهرمان بسی هوس بارداری نمودیم...الله اعلم
آرزوها و دعاهایمان هم همیشه مختص همین افراد بوده است...
اینکه براورده کردن ساده ترینشان را از عزیزترین فرد رندگی ما دریغ میکنی ....
تا ماتحت مارا میسوزاند......
این را بدانید که اگر این وضع را ادامه دهید ما شمارا برای همیشه ترک خواهیم .....
به تمام بزرگیتان قسم سر حرفمان میمانیم
چندی پیش یکی از دوستان نزدیکمان که در زمینه ی پسربازی بسیار تنوع طلب میباشند
در حالیکه سیگار ESSE آبی اش را با لذت میکشید و تازه تلفن پر از عشوه اش با پسرکی تمام شده بود
در کمال جدیت و با لحنی کاملا" پند آموز رو کردند به ما و گفتند :
ما اگر سگ داشتیم هیچ وقت دوس پسر نمیخواستیم و با کسی دوس نمیشدیم!!!!!!!!!!!!
پ ن : ما روزهاست فکر میکنیم به رابطه ی سگ و دوس پسر.....
پ ن : حاج خانم سوال شرعی داشتیم : تکلیف خاتونی که عاشق گربه است چه میشود ؟؟
آیا گناه است هم دوس پسر داشته باشد هم گربه؟؟
پ ن : وقتی برادر خاتون دیروز در میان بغضی به اندازه ی تامسون خاتون و سرزمین اش را ترک کرد
اما متوجه شدیم شما کلا بویی از مردانگی و غیرت نبرده اید...و ربطی به کیپی دماغ ندارد!!!!!!
پ ن : ما کلا آدم کینه ای نیستیم....اما مرد میخواهد که نامردی های چند ماه پیش شمارا فراموش کند...
پ ن : اینروزها دوستان ما به دیارغربت میروند.....دلتنگی داریم
مهم این است که طبع شعر داشتید و شاعر شدید... بعضی وقتا بیش از حد فلان شعر می گویید...
پ ن : 2 سال پیش ما در جلد خاتون فرو رفتیم...و سعی کردیم در این برهوت ادمیت لااقل یونجه را بفهمیم
پ ن : هیچگاه نمیتوان به سلیقه ی زن ها پی برد.....:
چون گاه گارسون رستورانی را بر جنتلمنی بنز سوار ترجیح میدهند...زیاد بر خود مغرور نشوید
پ ن : برادر خاتون 2 روز دیگر به مملکت گل و بلبل وارد میشود.....بسی خرسندیم
ما به یک بازی دعوت شدیم....: 5 نفر که دوست داریم به هر دلیلی با آنها یک شب تنها باشیم..
1) خدا: اصلا هم قصدمان گفتمان نیست...تنها عشق بازی..و در آخر وقتی در بغل چاقشان لم داده ایم
با کرشمه از ایشان میخواهیم با ما به از این باشند که با خلق جهانند...
2) پسرک : .......
3) مجید مجیدی : نه در خانه.....بلکه در یک کافه
4)در اینجا ما از خانه ی خالی استفاده میکنیم...و به جای تنهایی پارتی میگیریم...
5) در شب آخر به گردش در خیابان ها میپردازیم و شب با دوستان مونث مان به خانه باز میگردیم...
پ ن : همه ی اینها دروغ بود....ما هر 5 شب پارتی و دورهمی برپا میکردیم....
پ ن : خدایا شما هم اینروزها مثل دیگر مردان تنها به فکر خود میباشید....این ناجوانمردانه است
در دعوای زن و شوهر وارد نشوید...زیرا آنها هردو با یک ملحفه خود را میپوشانند....
.....
ما نگران آینده ی خود میباشیم....زیرا ما باید ملحفه مان جدا باشد در غیر این صورت خواب نداریم!!!
پ ن :عزیز دلبند ...میمون اگر لباس ابریشم هم بپوشد....باز هم میمون است...
به دنبال ذات ابریشمی باشید....چون زبری ذات ممکن است قلب و روح را خدشه دار کند
پ ن :ما بر خلاف پارسال که در اثر آفتاب گرفتن دچار سوختگی 90% گشتیم
امسال کلی خوشرنگ میباشیم...باشد تا در این راه دچار سرطان پوست نگردیم.....
_______________________________________
پ ن : ( اینجا ایران است......نوشتن و نظر دادن و اعتراض کردن یعنی خود و زندگی خود را به عنایت بردن)
پ ن : ای برادران ب*سیجی ما راضی به کشتن مایکل جکسون توسط شما نبودیم....
ما خود موضوعی تازه به جز ندا و ایران در پاچه ی مردم و ماهواره میکردیم....
پ ن : ای مردم این مرزو بوم...:
باد کردن یک بادکنک سبب باد کردن عضوی نمیشود.......پس لطفا باد کنید!!
اما....
دکتر جان خودشان و کشور ایران را این 4 سال به اضافه ی دیشب (چیز) کردند...
پ ن : پرچم ایران به دور دستانتان ببندید....شاید بتوانید ادعا کنید ایرانی هستید....
پ ن : دکتر جان وقتی رییس جمهور شدید...چطور تو صورت خانواده ی پرهام رضایی نگاه میکنید؟؟؟
( پرهام رضایی دیروز زیر گفتمان طرفداران دکتر جان باخت)
شما احساساتتان..عقایدتان..نگاهتان..فکرتان.. وهر آنچه در وجود شماست...گاه به انحراف کشیده میشود!!
اما چطور است که همه تان آل*تتان در بحرانی ترین شرایط هم به راه راست هدایت میشود....!!
پ ن : ای کسانی که اینگونه عکسهای خود را در فیس بوک سبز میکنید......خیلی ابله میباشید!!!
پ ن : خدایا........احساساتمان را از ما بگیر.........الهی آمین!!
اینگونه دلتننگ و بی تاب مذکر فردی شویم که در کنارمان نیست....و برای داشتنشان اینگونه تغییر کنیم!!!
گاه از خود متعجب میشویم....!!
پ ن : اگر روزی بر ما ثابت شود که شما برای خاتون نیستید ...و برای هم ساخته نشده اید و نشده بودید...:
آنگه راهمان را همانگونه که با شما بی سر و صدا هم مسیر کردیم.....از شما جدا میکنیم!!
پ ن : خدای خاتون.....گاه گمان میبریم شما به عشق ما نسبت به پسرک حسادت میکنید!!!
پ ن : ما با آهنگ : زیبای من مسعود سعیدی به اورگاسم میرسیم....
پ ن : هی دوست عزیز دلبند .....10 روز آتی دوستی ما میشود 3 سال....نمایشگاه کتاب را به یاد دارید؟؟!
( مخاطب غیر از پسرک)
گاه ما فاعل بودیم و زندگی را میکردیم...و گاه زندگی فاعل بود و مارا دچار تجاوز خود قرار میداد..
باشد که امسال همیشه ما کننده ی زندگی باشیم!!
پ ن : خدایا لطفا امسال:
از این بی غیرتی در بیایید و کمی برروی ما غیرت داشته باشید...و بد خواه های مارا عقیم کنید
پ ن : ما موهایمان را مش کردیم....نیستید که ببینید عزیز دلبند راه دورمان :)
شما که عزمتان را جزم کرده اید تا رقص داغون خود را انجام دهید....چرا به کلاس رقص می آیید؟؟
شما که الگویتان خردادیان است چرا این مربی بدبخت را انقدر حرص میدهید؟؟
پ ن : اسفند برای ما یاد آور شماست.....ما شما را در اسفند زیارت کردیم!!
پ ن : قرصی.شیافی.کپسولی.....برای بالا رفتن اعتماد به نفس سراغ ندارید ...ما نیازمندیم